
چند خط ازمنظومه عاشورایی ( از منظومه خورشید) در شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام =
... کودکش را روی دست آورد بالاتر ،
رساتر گفت :
(طفل من تشنه لب و رنجور افتاده است.
گر مرا از دشمنان خویش می دانید
باشما کاری ندارد او
از منش گیرید وسیرابش نمایید و دوباره باز گردانید.)
روی دستان پدر ناگاه ،
طفل یکباره به خود لرزید .
با گلوی پاره و تیری سه شعبه ،گردنی نازک
من بمیرم ،
هیچ کس این طرح را باهم نمی آمیخت .
کاسه ای از خون کف دست پدر،
آنگه به جای آب
بر هوا در پشت پای اصغرش می ریخت .
رفت سوی آسمان ها خون . . .
برچسب:
نویسنده: آرتمیس فلاح