
محرم در کاشان و بیدگلدر ماه محرم از اول محرم تا حدودا پانزدهم در جاها و هیئت های مختلف حضور می یابم . من بیشتر دوست دارم در دسته ها و هیئت هایی که در خیابانها و کوچه ها و بازار حرکت می کنند شرکت کنم تا اینکه در حسینیه بنشینم و یکی که سواد کافی ندارد بیاید و سخنرانی کند یا یک مداح بیاید و چرندیات بخواند . شب پنجم محرم برای اولین بار در هیئت حسینی مختص آباد بیدگل شرکت کردم جالب بود. در شب هشتم محرم هرکجا باشم خودم را به بیدگل می رسانم تا در هیئت حسینی مختص آباد شرکت داشته باشم این هیئت از عظمت و...
ادامه مطلب
سه روز قبل از کودتا، فرماندار شهر دنبال من فرستاد که "تشریف بیاورید دیداری داشته باشیم."با این جمله، من دو نفر از دوستانم را هم همراهِ خودم به دیدارِ فرماندار بردم.ولی بدون هیچ محاکمه و گفت و گویی، مرا به زندان کاشان تحویل دادند و سه روز بعدش هم کودتا شد.شش ماه برای من حکمِ زندانی بریدند و بعد از 6 ماه که برگشتم تهران و رفتم وزارت فرهنگ که بروم برای ادامهی تدریس، گفتند اخراج شدهاید.از همان لحظه، سابقهای سیاسی برای من درست شد بدون این که وابستگی به سازمانی داشته باشم، اما افکارم، افکار مبارزاتی شده بود.بعد از آن رفتم دانشکدهی افسری که خدمت وظیفه انجام بدهم.در نیمهی اول سال ۱۳۳۳ در دانشکدهی افسری، 500 دانشجو بودیم.جَوِّ اختناق و فشار حاکم بود و شاهِ فراری هم برگشته بود.بعد از 6 ماه آموزش، قرار...
ادامه مطلب
عصر عاشورا-حسینیه خانقاه بیدگل ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب